![]() |
![]() |
|
| میلاد حضرت محمد |
|
کیست احمد ؟ ستاره ی هستی نورافشان زباره هستی
نیراعظم سپهر وجود مهر و ماه ستاره اش به سجود کرده ی نورآفرین نورافشان کهکشانها در این ستاره نهان جاهلیت در زمان ما همانند گذشته وجود دارد و این اشتباه بزرگی است که تنها ساکنان جزیره العرب و هر جامعه ای را که امکانات سازندگی و عمران نداشته است به عقب ماندگی و جاهلیت انتساب دهیم و مردمانی را که در امر سازندگی و تولید پیش رفته باشند متمدن و بافرهنگ بنامیم. موسی ( ع ) نیامده بود تا اهرا م بزرگتری نهد و با فرعون های مصر در این کار به رقابت خیزد و آهنگ آن نداشت که مجسمه ی موهوم سلیمان را باز سازد . او کتاب آسمانی تورات را برای مردم به ارمغان آورد و با عصای اعجاز آمیزش را حقانیت آن را آشکار ساخت اما تفکر پست و جاهلانه ی قوم یهود آزادی مطابق با تورات را برنتافت چه یهودی به اقتضای طبیعت و سرشت جز ذات شرور و متجاوز خویش دوست نمیداردو اندیشه ای جز نابودی غیر یهودیان در سر نمی پروراند یهودیان حتی با کتاب مقدس خود تورات نیز تجارت کردند و به تحریف آن دست یازیدندو با اختلاط و آمیزش با مسیحیان و وارد کردن افسانه های (تثلیث) و ( فداء) در باورها و معتقدات آنها دینشان را تباه ساختند.
آغاز دعوت پذیرش دعوت ا زسوی حضرت خدیجه خدیجه کبری (علیها الصلات والسلام ) در آغاز اسلام ایمان آوردند ، بزرگترین حرکت را به عنوان یک بانو کامله و عاقله و بزرگوار انجام داد، امل مومن به اسلام ، اوبود، بعد هم تمام ثروت را در راه دعوت اسلام و ترویج اسلام خرج کرد . تاثیر این کار را کسانی می دانند که در مبارزات و دوران اختناق ، نقش کمک های مالی به مبارزان را تجربه کردند . اگر کمکهای خدیجه (علیها السلام ) نبود ، شاید در حرکت و پیشرفت اسلام اختلال و وقفه ی عمده ای بوجود می آمد . بعد هم با رسول خدا و همه ی مسلمین به شعب ابی طالب تبعید شد و دو سه سال زندگی دشوارو طاقت فرسا را در آنجا تحمل کرد و در همان شعب ابی طالب هم دعوت حق را لبیک گفت و درحال تبعید از دنیا رفت . اسلام آوردن حضرت علی از همان وقتی که از غار حرا و کوه نور ، پرچم اسلام به دست پیامبر بر افراشته شد و کلمه ی " لا اله الا الله" بر زبان آن بزرگوار جاری شد و حرکت نبوت و رسالت آغاز گردید ، این واقعیت درخشان را علی ابن ابی طالب تشخیص داد، پای این تشخیص هم ایستاد و با مشکلات آن هم ساخت . حضرت علی نوجوانی بیش نبود ، به پا خاست و گفت پسر عمو ! من ایمان می آورم . البته وی قبلا ایمان آورده بود اما در جلسه ی خانوادگی ، ایمان خود را علنی کرد . امیر المومنین ، آن مومنی است که در طول مدت سیزده سال بعثت ف جز همان چند روز اول ، هرگز ایمانش نبود . دیگر مسلمانان ، چند سال ایمان مخفی داشتند ، اما همه می دانستند که علی از اول ایمان آورده است . دعوت نزدیکان پیغمبر اکرم چنان پیامی را مطرح فرمود و اول هم به سراغ نزدیکان خود رفت ، چون خداوند به فرموده بود :"و انذر عشیرتک الا قربین."اما عمو های متکبر ، با سر های پر نخوت و پر باد غرور و بی اعتنایی به حقایق ، که در مقابل هر حرف حساب ،بنای هوچیگری و تمسخر می گذاشتند ،با اینکه پیامبر اکرم پاره تنشان بود و آنها عرق و عصبیت خویشاوندی داشتند همه ی مردم آن روزگار چنین تعصبی داشتند و برای یک خویشاوند گاهی ده سال می جنگیدند چشم هایشان را پوشاندند و از او روی برگرداندند .
علنی ساختن دعوت آزار وشکنجه ی ایمان آوردگان رسول اکرم در سخت ترین دوران زندگی ...همان روزی که تمام قومش در مکه او را محاصره کرده بودند و حتی جانش را در خطر بود و نمی گذاشتند در خانه اش زندگی بکند و مجبور بود یک روز به طایف و یک روز به شعب ابی طالب برود، می فرمود :"ان انا الا نذیر مبین " ، من انذار دهنده و بیان کننده ی حقایق هستم. در انجا بود که پیامبر عظیم الشان با یاران مخلص خود ، سیزده سال همه ی سختی ها را به جان خریدند و مرارت ها را تحمل کردند تا نهال اسلام ریشه دوانید . در اینجا بود که ... سالهای مصیبت بار زندگی در شعب ابی طالب ...واقع شد. سختی هایی در دوران مکه برای همان عده ی قلیل مومنین که روز به روز هم بیشتر می شدند پیش آمد ، که برای من و شما قابل تصور نیست . در فضایی که همه ی ارزشها ،ارزش های جاهلی است و تعصبها ف غیرت ورزی ها غلط ، کینه ورزی ها ی عمیق ،قساوتها ، شقاوتها ، ظلم ها و شهوتها در هم آمیخته است و زندگی مردم را می فشرد و در خود احاطه کرده ،در بین این سنگ های خارا و غیر قابل نفوذ ،این نهال های سر سبز بیرون آمد . نامه به پادشاهان آن روز هم دشمنان و معارضان گونانی در مقابل پیامبر بودند،... پادشاهان بزرگ دنیا ی آن روز دو ابر قدرت آن روز عالم ، یعنی ایران و امپراتوری روم که پیا مبر نامه ها نوشت ، مجادله کرد ، سخنها گفت، لشکر کشی ها کرد ، سختی ها کشید ،... به برکت ایستادگی پیامبر در میدانهای نبرد و دعوت ،در سالهای بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود. نامه ی پیامبر به خسرو پرویز : "بسم الله الرحمن الرحیم . از محمد فرستاده ی خدا به کسری ، بزرگ فارس . درود بر آن که از هدایت پیروی کرد و به خدا ورسولش ایمان آورد و شهادت داد که جز خدای یکتا ی بیهمتا معبودی وجود ندارد ومحمد بنده و فرستاده اوست . تو را به کلمه اسلام می خوانم . همانا من فرستاده خدا به سوی تمام مردم هستم تا هرکه زنده است ،او را بیم دهم و سخن (خدای) برکافران فرود آید . مسلمان شو تا به سلامت بمانی . پس اگر سربرتابی ،گناه مجوس که پیروان تواند ،بر تو خواهد بود ." نامه پیامبر به هرقل : "بسم الله الرحمن الرحیم .از محمد پسر عبد الله ، به هرقل ،بزرگ روم . سلام بر آن که پیروان هدایت شد. اما بعد ، من تو را به رعایت اسلام می خوانم . مسلمان شو تا در امان بمانی وخداوند دو بار به تو پاداش می دهد ،و اگر روی گردانی ، گناه پیروانت بر تو باشد. ای اهل کتاب ! به سوی یک کلمه بیایید که میان ما و شما یکی است و آن این که جز خدای را نپرستیم وبدو شرک نورزیم و برخی از ما برخی دیگر را جز خدا ارباب خویشنگیرند ، پس اگر بازگشتند ،بگویید گواه باشید که ما مسلمانیم." نامه ی پیامبر به نجاشی : " بسم الله الرحمن الرحیم . از محمد پیامبر خدا به نجاشی پادشاه حبشه . سالم باشی. من حمد می کنم به سوی تو خداوند یکتایی را که فرمانروا و پاک از هر عیب و آلایش و سالم از تمام عیوب ایمن گرداننده و نگهبان است. و گواهی می دهم که عیسی پسر مریم ، روح خدا و کلمه اوست ... من تو را به خدای یکتای بی انباز و پیوستگی بر طاعت او فرا می خوانم (واز تو می خواهم) که مرا پیروی کنی و بدانچه بر من فرو آمد ، یقین آوری . من تو رت و مردم تورا به خدای عزوجل فرا می خوانم . اینک من (رسالت خویش ) را رساندم و پند دادم ، پس نصیحت مرا بپذیرند. و سلام بر آنکه پیرو هدایت شد " نامه ی پیامبر به مقوقس : " بسم الله الرحمن الرحیم . از محمد بن عبد الله به مقوقس ،بزرگ قبط . درود بر آنکه پیرو هدایت شد. اما بعد من تورا به کلمه ی اسلام می خوانم . مسلمان شو تا به سلامت بمانی و خدا تو را دو بار پاداش دهد. اگر (از دعوت من) روی گردانی ، گناه (مردم) قبط بر تو باشد. ای اهل کتاب ! به سوی یک کلمه که میان ما وشما یکی است ، بیایید... " نامه ی پیامبر به منذربن ساوی : بسم الله الرحمن الرحیم. از محمد فرستاده ی خدا به منذربن ساوی . درود بر تو . ستایش می کنم به سوی تو خدا را که جز او معبودی نیست . شهادت می دهم معبودی جز خدای یکتا نیست و نیز گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده ی اوست. اما بعد ، من خدای عزوجل را به یاد تو می آورم ... من تو را درقومت شفاعت کردم . پس برای مسلمانان ، زآنچه را که برآن تسلیم شدند ، واگذار و گناهکاران را بخشیدم ، پس از ایشان بپذیر . و تو هر قدر که اصلاح کنی ، هرگز تو را از مفاومت بر کنار نخواهیم داشت ، و هر که بر آیین یهود یا مجوس باقی ماند ، باید جزیه پرداخت. "
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:16 توسط دوستان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ما دانش آموزان دبیرستان علامه جعفری در نظر داریم وبلاگی در مورد میلاد حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم ) تهیه کنیم.
|
| نوشته های پیشین |
|
87/12/08 - 87/12/14 |
|
RSS
|